تحليل ضرورت: ابزاري براي همسو كردن عملكرد واحد توليد با نيازهاي كسب‌وكار


آدولفو كرسپو ماركز

تكنيك‌هاي كمي و كيفي بيشماري وجود دارند كه سعي در تامين مبنايي نظام‌مند براي تصميم‌گيري درباره ارجحيت دارايي‌ها در فرآيند مديريت نگهداري دارند. تصميماتي از اين دست معمولا مطابق استراتژي جاري نگهداري اتخاذ مي‌شوند.

بيش‌تر تكنيك‌هاي كمي از مفهوم “عدد ريسك/احتمال” (PRN) استفاده مي‌كنند. مفهوم PRN از اطلاق يك مقدار عددي به ميزان احتمال شكست يك دارايي (هر چه اين عدد بزرگ‌تر باشد، احتمال شكست بيش‌تر است) و اطلاق مقدار عددي ديگري به ميزان شدت نتايج شكست (هر چه نتايج حاصل از شكست براي يك دسته جدي‌تر و شديدتر باشد، اين مقدار بيش‌تر است)، ناشي مي‌شود. اين دو مقدار عددي در هم ضرب مي‌شود و عدد حاصل همان PRN است. بديهي است كه دارايي‌هايي كه PRN بالاتري دارند، زودتر مورد بررسي قرار مي‌گيرند. وزن نسبي و معياري كه براي ارزيابي ميزان شدت و احتمال شكست مورد استفاده قرار مي‌گيرد، براي شركت‌هاي مختلف بسته به اهداف نگهداري آن‌ها و KPI آن‌ها متفاوت است.

در برخي مواقع، اطلاعات مدوني از نرخ شكست‌هاي قبلي وجود ندارد، اما ممكن است سازمان نگهداري به ارزيابي ناخالص قطعي از ارجحيت دارايي‌ها نياز داشته باشد. در چنين شرايطي، روش‌هاي كيفي مورد استفاده قرار مي‌گيرد و ارزيابي اوليه دارايي‌ها به عنوان نقطه شروع اثربخشي عمليات نگهداري انجام مي‌شود.

هنگامي كه تعريف مشخصي از ارجحيت دارايي‌ها وجود داشته باشد، كافي است استراتژي مربوط به هر دسته از دارايي‌ها تدوين شود. بديهي است كه اين استراتژي، نقطه شروع كار است و در طول زمان اصلاح مي‌شود.

در اين كارگاه آموزشي، بحث تكنيك‌هاي كمي و كيفي تحليل ضرورت، مطرح مي‌شود. همچنين، مثال‌هايي از تعريف‌هاي مختلف استراتژي براي دسته‌هاي مختلف دارايي‌ها ارائه مي‌گردد.

براي درك اين نكته كه چگونه هر كدام از اين تكنيك‌‌ها به تمركز استراتژي‌هاي نگهداري كمك‌مي‌كند، موردكاوي‌هايي در زمينه توليد انرژي و واحدهاي توليدي ارائه مي‌شود.